| ![]() | |
حکما تنها بنايی که اگر بلرزد محکمتر ميشود دل است
| ||
| ||
|
پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦
نمیدانم چه میخواهم بگویم
پریشان سایه ای آشفته آهم ز مغزم می تراود گیج و گمراه چو روح خواب گردی مات و مدهوش که بی سامان به ره افتد شبانگاه درون سینه ام دردیست خونبار که همچو گریه می گیرد گلویم غمی آشفته دردی گریه آلود نمیدانم چه میخواهم بگویم نمیدانم چه میخواهم بگویم ![]() |